تبليغاتX
جاناتان مرغ دریایی - افتخار
 
 

 
 

 
 

     

 

 
 
 
 

 
 

 

 



جاناتان لوینستون یک مرغ دریایی است که دست به هجرت زده است... جاناتان هر وقت دلتنگ می‌شود دستی به ساز می‌برد و نغمه‌ای می‌نوازد... جاناتان هیچ وقت در یک جا نمی‌ماند.... هجرت سرنوشت جاناتان است....

×××××××

وب لاگ حاضر خاطرات من از استرالیا از زمان تلاش برای اخذ پذیرش است. توضیحات بیشتر درباره من و درباره وبلاگ رو می تونید در دیباچه ببینید.

×××××××

مطالب نوشته شده در وبلاگ صرفا احساس نویسنده نسبت به وقایعی است که در آن زمان اتفاق افتاده اند. و تاریخ مصرف دارد. تا بیست و چهار ساعت! این مکان یک کتابچه تحلیلی اجتماعی سیاسی فرهنگی نیست. بنابراین زیاد به دیده انتقاد به آن نگاه نکنید! آنچه میبینید تنها احساسات یک مهاجر احساساتی است که خود واقفم گاهی به شدت در تضاد و تعارض با هم هستند. پس توصیه میکنم زیاد "جدی نگیرید"!

×××××××

در این مکان ببینید و لذت ببرید اما سرقت نکنید....


.::دزدی ممنوع حتی شما! ::.

narmevaresh@gmail.com

 
 
 
 

 
گاه و بیگاه هایم
مذهب از روزنه‌ای دیگر
آموزه‌های جاناتان
عاشقانه هایم....
هجرت *جاناتان مرغ مهاجر*
نشخوارهای ذهنی جاناتان!
گرفتن پذیرش
هزینه های دانشگاه و مسائل مالی
اقدام برای ویزا
بار به استرالیا
طنز

 .::عناوین مطالب وبلاگ ::.

 
 

 

 
سیگار
سفارت خانه
دنیا
جدال درون
اری اینچنین است برادر
جایزه اسکار (پیرو بحث افتخار)
افتخار
خرید لباس
پزشکی مدرن
مادر جوانش سرطان داشت
 
 
 

  وصف حال اینجانب ایضا
تکبیر
سیندرلا مسلمان می شود!
دوستی ای می ماند که....
از جاناتان آنزمان که سخت عاشقانه می نویسد...
 
 
 
 

 
سه تار خانه
جایی برای پرواز
آنالی در سرزمین شگفت انگیزها
گرگ بیابان
توکای مقدس
سرزمین کانگوروها
نازنین رفیق گرافیست ما
بیمار روانی
Rupert
مملکته دارین؟
شهرزاد
Little eco footprints
الانگی
کرد مرد
 
 




  افتخار

 

 
 

 

چهارشنبه 26 بهمن1390
 
  ایا شما به ایرانی بودن خودتون افتخار میکنید؟ 

ایا زمانی که تیم ملی قهرمان میشه یا رضازاده وزنه بلند میکنه شما به خودتون به عنوان یک ایرانی افتخار میکنید؟ یا زمانی که یک ایرانی مدال طلای المپیک میاره؟

ایا اگر پاسپورت امریکایی داشتید به اون افتخار میکردید؟

به خانواده تون چی؟  به پدر و مادرتون؟ اسم فامیلی تون؟ 

ایا به ماشین گرون قیمتی که سوار میشید افتخار میکنید؟  به خونه تون توی بالای شهر چی؟

ایا افتخار میکنید به اینکه توی محله خارجی ها زندگی میکنید؟

ایا افتخار میکنید به اینکه ماهواره نگاه میکنید؟

ایا افتخار میکنید به اینکه نمره مدرسه تون همیشه خوب بوده؟ 

به اینکه اشپزی تون خوبه؟ 

به اینکه ادم باگذشتی هستید؟

واقعا افتخار کردن چیه؟ به چه چیزهایی باید افتخار کرد؟ 

اگر افتخار کردن به معنی حس تحسین خود باشه و برتر دیدن خود برای چیزی که بهش احساس تعلق میکنیم به نظرم بعضی چیزها رو باید کاملا از حوزه افتخار آمیزها حذف کرد. اینکه ما کجا به دنیا آمدیم و اینکه پدر ما چه ماشینی سوار میشه به هیچ وجه در حوزه افتخارامیزها قرار نمیگیرن. در واقع چیزهایی که ما هیچ اختیاری در اونها نداشتیم برای اونها زحمت نکشیدیم و ما اونها رو به دست نیاوردیم چطور میتونن وجه برتری ما باشن؟ همین طور هم هست یک قهرمان ملی. اینکه برای مثال مولوی یک ایرانی بود یا به زبان فارسی حرف میزد برتری ای هست برای کسی که فارسی میدونه چون میتونه شعرهای او رو بهتر بفمه اما افتخاری نیست. یا اینکه رضازاده و الی اخر قهرمان جهان هستند. در واقع ذهن ما ادم ها عادت میکنه به ربط دادن درک ما از "خود" به وقایع بیرونی. مثلا ما با "وطن" احساس پیوند میکنیم. بهتر بگم ما یاد میگیریم که با چیزی به نام وطن احساس پیوند بکنیم و این معنیش اینه که اگر چیز خوبی در مورد وان وطن وجود داره ما از خودمون میدونیم. انگار که ما اون کار رو انجام دادیم. بنابراین یک قهرمان ملی هم برای ما باعث افتخار خواهد بود. 

به نظر من این دیدگاهی که انسان هویتش رو به واسطه بسیاری چیزهای درونی و بیرونی به دست میاره البته که یک دیدگاه صحیح هست. اما وقتی که انسان در راه کسب خودبینی هست باید دست برداره از قضاوت های اشتباه. و افتخار کردن به هنر دیگران مثل همون "من آنم که رستم بود پهلوان" میمونه. 

همین! 

 

  نوشته شده توسط هستی

 
 

 

 
 

صفحه ی اصلی | آرشیو فهرست | پروفایل مدیر وبلاگ

 
 

 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by janatanseagull.blogfa.com
This Themplate  By
Theme-Designer.Com