ایا شما به ایرانی بودن خودتون افتخار میکنید؟ ایا زمانی که تیم ملی قهرمان میشه یا رضازاده وزنه بلند میکنه شما به خودتون به عنوان یک ایرانی افتخار میکنید؟ یا زمانی که یک ایرانی مدال طلای المپیک میاره؟
ایا اگر پاسپورت امریکایی داشتید به اون افتخار میکردید؟
به خانواده تون چی؟ به پدر و مادرتون؟ اسم فامیلی تون؟
ایا به ماشین گرون قیمتی که سوار میشید افتخار میکنید؟ به خونه تون توی بالای شهر چی؟
ایا افتخار میکنید به اینکه توی محله خارجی ها زندگی میکنید؟
ایا افتخار میکنید به اینکه ماهواره نگاه میکنید؟
ایا افتخار میکنید به اینکه نمره مدرسه تون همیشه خوب بوده؟
به اینکه اشپزی تون خوبه؟
به اینکه ادم باگذشتی هستید؟
واقعا افتخار کردن چیه؟ به چه چیزهایی باید افتخار کرد؟
اگر افتخار کردن به معنی حس تحسین خود باشه و برتر دیدن خود برای چیزی که بهش احساس تعلق میکنیم به نظرم بعضی چیزها رو باید کاملا از حوزه افتخار آمیزها حذف کرد. اینکه ما کجا به دنیا آمدیم و اینکه پدر ما چه ماشینی سوار میشه به هیچ وجه در حوزه افتخارامیزها قرار نمیگیرن. در واقع چیزهایی که ما هیچ اختیاری در اونها نداشتیم برای اونها زحمت نکشیدیم و ما اونها رو به دست نیاوردیم چطور میتونن وجه برتری ما باشن؟ همین طور هم هست یک قهرمان ملی. اینکه برای مثال مولوی یک ایرانی بود یا به زبان فارسی حرف میزد برتری ای هست برای کسی که فارسی میدونه چون میتونه شعرهای او رو بهتر بفمه اما افتخاری نیست. یا اینکه رضازاده و الی اخر قهرمان جهان هستند. در واقع ذهن ما ادم ها عادت میکنه به ربط دادن درک ما از "خود" به وقایع بیرونی. مثلا ما با "وطن" احساس پیوند میکنیم. بهتر بگم ما یاد میگیریم که با چیزی به نام وطن احساس پیوند بکنیم و این معنیش اینه که اگر چیز خوبی در مورد وان وطن وجود داره ما از خودمون میدونیم. انگار که ما اون کار رو انجام دادیم. بنابراین یک قهرمان ملی هم برای ما باعث افتخار خواهد بود.
به نظر من این دیدگاهی که انسان هویتش رو به واسطه بسیاری چیزهای درونی و بیرونی به دست میاره البته که یک دیدگاه صحیح هست. اما وقتی که انسان در راه کسب خودبینی هست باید دست برداره از قضاوت های اشتباه. و افتخار کردن به هنر دیگران مثل همون "من آنم که رستم بود پهلوان" میمونه.
همین!